تبليغاتX
حرف تصویر _طراحی کارتپستال درخواستی

مرگ دلم

         

طراحي شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:44 توسط سعید |

کی می تونه

           

طراحي شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:32 توسط سعید |

قسمت نمی شه

         

طراحي شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 1:30 توسط سعید |

می خوامت

            

طراحي شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 2:2 توسط سعید |

ما غایبیم

         

طراحي شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 12:48 توسط سعید |

خاطره شدی

                            

طراحي شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:10 توسط سعید |

دوستت دارم

 

طراحي شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 2:3 توسط سعید |

غایب از نظر

          

طراحي شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 16:45 توسط سعید |

یاد تو

طراحي شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:3 توسط سعید |

غایب همیشه حاضر

 

         

طراحي شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:48 توسط سعید |

عاشقت مرد

           

طراحي شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 1:11 توسط سعید |

به من مثل ستاره ها بتاب

          

طراحي شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 1:37 توسط سعید |

در آغوش تو

طراحي شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:24 توسط سعید |

دل تو کاش

طراحي شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 4:44 توسط سعید |

می دانم بر نمی گردی

 

به خودم چرا،

اما به تو که نمی توانم دروغ بگویم!

می دانم بر نمی گردی!

می دانم که چشمم به راه خنده های تو خواهد خشکید!

می دانم که در تابوت  همین ترانه ها خواهم خوابید!

می دانم که خط پایان پرتگاه گریه ها مرگ است!

اما هنوز که زنده ام!

پس چرا چراغ خوابهایم را خاموش کنم؟

چرا به خودم دروغ نگویم؟

من بودن بی رؤیا را باور نمی کنم!

باید فاتحه کسی را که رؤیا ندارد خواند!

این کارگری،

که دیوارهای ساختمان نیمه کاره کوچه ما را بالا 

می برد،

سالها پیش مرده است!

نگو که این همه مرده را نمی بینی!

مرده هایی که راه می روند و نمی رسند،

حرف می زنند و نمی گویند،

می خوابند و خواب نمی بینند!

می خواهند مرا هم مرده بینند!

مرا که زنده ام هنوز!

ولی من تازه به سایه سار سوسن و صنوبر رسیده ام!

تازه فهمیده ام که رؤیا،

نام کوچک ترانه است!

تازه فهمیده ام،

که چقدر انتظار  تو زیبا بود!

تازه غربت صدای فروغ را حس کرده ام!

تازه دوزاری کج و کوله آرزوهایم را

به خورد تلفن ترانه داده ام!

پس کنار خیال تو خواهم ماند!

مگر فاصله من و خاک،

چیزی بیش از چهار انگشت  گلایه است،

بعد از سقوط ستاره آنقدر می میرم،

که دل  تمام مردگان این کرانه خنک شود!

ولی هر بار که دستهای تو، 

ورق های کتاب مرا ورق بزنند،

زنده می شود

و شانه ام را تکیه گاه گریه می کنم!

اما، از یاد نبر!

در این روزهای ناشاد دوری و درد،

هیچ شانه ای، تکیه گاه  رگبار گریه های من نبود!

هیچ شانه ای !

 

terman.coo.ir

طراحي شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 19:44 توسط سعید |
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ حرف تصویر خوش آمدید
برای سفارش کارتپستال آدرس وبلاگتون رو بزارین
اگه قصد استفاده از عکسهای وبلاگ را دارین برای حمایت از وبلاگ بدون ویرایش این کار را انجام بدین


جستجوگر وبلاگ

Google
  
            
     جستجو در کل اينترنت
     جستجو در وبلاگ

امکانات
آ
آ
آمار وبلاگ