حالا از تمامی قصه ،تنها قاب عکسی مانده ست که شباهتی عجیب بهدختری از تبار ترانه دارد حالا باران که می آید خاک این قاب خالی هنوز بوی عشق و عود و عسلمی دهد حالا مدام از پی نشانی تو فنجان هایقهوه را دوره می کنم مدام این چشم بی قرار را با بغض و بهانه ی باران آشنا می کنم مداماین دل درمانده را با باور برودت عشق آشتیمی دهم باید این ساده بداند بانوی برفیبیداری ها دیگر به خانه ی خواب و خاطره بازنخواهد گشت
طراحي شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 16:1 توسط سعید
|
سلام به وبلاگ حرف تصویر خوش آمدید برای سفارش کارتپستال آدرس وبلاگتون رو بزارین اگه قصد استفاده از عکسهای وبلاگ را دارین برای حمایت از وبلاگ بدون ویرایش این کار را انجام بدین